مرتضى مطهري
135
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
بيان حكيمانه در مورد عدل الهى در قيامت ر . ك : ص 140 : ممكن است ضرورت قيامت را از راه عدل الهى اثبات كنيم ولى نه [ به ] بيان فوق كه مبتنى بر مسائل اعتبارى و عملى است و پاداش و كيفر اخروى را امرى مجزا از عمل فرض كرده است ، بلكه بر اساس اينكه عمل انسان ، بالذات صورت ملكوتى دارد و انسان با عمل خويش مادهء آخرت را مىسازد . عليهذا اگر آخرت از پى دنيا نباشد خلاف عدل الهى است ، به معنى افاضه به هر موجود آنچه را كه مستحق است نه به معنى جايزه دادن به نيكوكار . عليهذا بازگشت اين بيان به همان است كه در بيان چهارم تحت عنوان « حكمت و عنايت » گفتيم . آيات قرآن كه دربارهء بدكاران مىفرمايد : * ( و ما ظلمناهم و لكن كانوا انفسهم يظلمون ) * اشاره به اين است كه آنچه منتسب به ماست افاضهء وجود به مايستحق است ، جنبه هاى بدى و ظلمى كه از عدم و نقصان ناشى مىشود همه ناشى از ذات ناقص خودشان است . 57 . ممكن است بيان شمارهء چهار را دربارهء عبث بدين گونه تقرير كرد كه در انسان عواطف و احساسات و غرايزى عالى ما فوق ماده و طبيعت آفريده شده است . به قول ويليام جيمز همانطور كه در ما يك سلسله غرايز است كه ما را با اين جهان پيوند مىدهد ، يك سلسله غرايز هم هست كه با حسابهاى اين عالم جور نمىآيد . احساساتى از قبيل احساس شرافت ، ترحم ، حق ، عدالت ، آزادى ، احسان ، خدمت و غيره پيوندى با اين جهان ندارد ، نتيجه و اثرش براى اين جهان مفيد است ولى غايتى در اين جهان نمىتواند داشته باشد . اينها پرتوها و نمونه هايى است از جهان ديگر كه ظهور و بروزشان در آن جهان است . به قول مولوى : سوى شهر از باغ شاخى آورند باغ و بستان را كجا آنجا برند پس اگر جهان آخرت نبود خلقت اين عواطف و احساسات عبث و بيهوده بود . به عبارت ديگر انسان مجهز است به يك سلسله تجهيزات روحى كه در او حس فداكارى و خدمت و احسان و شرافت و حق پرستى و عدالت خواهى و غيره به وجود مىآورد . اين